فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER

مهر شديد او به پدر و پدر به او
1- مسلم در صحيح[1] از ابن مسعود نقل مى كند كه گفت:
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در برابر خانه ى خدا به نماز مشغول بود و ابوجهل و يارانش در كنارى نشسته بودند، و اين در حالى بود كه روز قبل شترى نحر شده بود. ابوجهل گفت: چه كسى از شما حاضر است بچه دان شتر را برداشته، تا آنگاه كه محمد به سجده رفت آن را روى كتف هايش قرار دهد؟ شقى ترين آن جماعت برخاست و بچه دان را برداشته، هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به سجده رفت، در ميان كتف هايش گذارد. آن جماعت شروع كردند به خنديدن و به يكديگر مى نگريستند و من ايستاده و شاهد بودم. اگر قدرت داشتم آن را از پشت رسول خدا برمى داشتم.
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم همچنان در سجده ماند تا آنكه كسى فاطمه را از جريان آگاه كرد. فاطمه در حالى كه دخترى خردسال بود آمد و بچه دان را به كنارى انداخت. آنگاه روى سوى آن جماعت كرد و آنان را شماتت نمود.
چون رسول اكرم نماز را به پايان برد، صدايش را به نفرين بر ايشان بلند كرد-عادت آن حضرت بر اين بود كه اگر دعا مى كرد يا مسئلت مى نمود، سه بار تكرار مى كرد- و گفت: «خدايا بر تو باد مجازات قريش.» و سه بار تكرار نمود.
آن جماعت چون صداى رسول خدا را شنيدند، خنده از دهانشان برفت و خوف بر دل هايشان چيره گشت. سپس حضرتش گفت: خداوندا بر تو باد كيفر ابى جهل بن هشام و عتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و وليد بن عتبه و اميّة بن خلف و عقبة بن ابى معيء و نام ديگرى هم فرمود كه فراموش كرده ام.
ابن مسعود در ادامه مى گويد: سوگند به آنكه محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را به رسالت برانگيخت، ديدم كه همه ى آنان كه نامشان را برده بود، روز بدر كشته و در چاه افكنده شدند.
بخارى نيز در صحيح[2] خود اين حديث را نقل كرده است.
2- صحيح مسلم[3] از ابى حازم نقل مى كند كه شنيدم از سهل بن سعد در مورد جراحت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در روز اُحد، سؤال شد و سهل در جواب گفت:
صورت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم زخمى شد، دندان رباعيه ى آن حضرت شكست و كلاهخود بر سرش خرد شد، (در اين ميان) فاطمه سلام الله علیها دخت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم خون را (از چهره ى آن حضرت) مى شست و على عليه السلام با سپر آب مى ريخت. چون فاطمه ديد آب (نه تنها خون را نشست بلكه) بر شدت جريان خود افزود، قطعه حصيرى برگرفت و سوزانيد تا خاكستر شود، سپس خاكستر را روى زخم گذارد تا آنكه خونريزى قطع شد.
مسلم اين خبر را به طريق ديگرى نيز از ابى حازم نقل مى كند كه ابى حازم گفت: شنيدم از سهل بن سعد در مورد جراحت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى پرسند و او گفت:
هان! سوگند به خداوند، آنكه زخم رسول خدا را شست و آنكه آب مى ريخت و آنچه با آن مداوا شد، همه را مى شناسم، سپس مانند حديث سابق را نقل مى كند.
بخارى[4] نيز اين خبر را نقل كرده است.
3- ابى نعيم در حليةالاولياء[5] از ابى ثعلبه خشنى نقل مى كند كه:
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از يكى از جنگ ها بازگشتند و داخل مسجد شده دو ركعت نماز خواندند- حضرتش را بسيار خوش آيند بود كه هنگام مراجعت به مسجد درآيند و دو ركعت نماز به پا دارند- سپس از مسجد خارج شده ، پيش از ملاقات همسرانش به ديدار فاطمه آمد. فاطمه نيز به استقبال (پدر) آمد و شروع كرد به بوسه زدن بر چهره و چشمان رسول خدا، و در حالى كه مى گريست، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: چه چيز اشك را بر ديدگانت جارى ساخت؟ - گفت: شما را رنگ پريده ديدم.
فرمود: اى فاطمه، خداوند- عزّوجل- پدرت را بر امرى (بس عظيم) مبعوث كرد- امرى (آنقدر عظيم) كه خداوند به واسطه ى آن در هر كلبه و خيمه اى يا عزت داخل كند و يا ذلت. گستره ى اين امر بسان گستره ى شب است.
در كنزالعمال[6] پس از نقل اين حديث آمده است: طبرانى در كبير روايت را نقل كرده است. هيثمى نيز در مجمع[7] روايت را چنين آورده است: .
.. پس رسول خدا فرمود: چه چيز اشكت را جارى ساخت؟ فاطمه گفت: شما را پريشان و خسته ديدم، با لباسى كهنه و مندرس.
فرمود: گريه مكن چرا كه خداوند عزوجل...
4- محب طبرى در ذخائرالعقبى[8] از على عليه السلام نقل مى كند كه:
با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در گودال هاى خندق بوديم كه فاطمه سلام الله علیها با قطعه نانى نزد رسول خدا آمد و آن را به حضرتش تقديم كرد. رسول گرامى فرمود: فاطمه! اين چيست؟ گفت: از گرده نانى كه براى فرزندانم پخته ام تكه اى براى شما آوردم.
فرمود: دختركم اين اولين طعامى است كه پس از سه روز به كام پدرت مى رود.
5- محمد بن سعد در طبقات[9] خود از ابن عباس نقل مى كند كه:
آنگاه كه رقيه، دخت رسول خدا از دنيا رفت، رسول خدا گفت: به گذشتگانمان، عثمان بن مظعون، ملحق شو. پس زنان بر رقيه گريستند (تا آنجا كه مى گويد) فاطمه سلام الله علیها بر لبه ى قبر نشست و شروع كرد به گريستن، و رسول خدا با گوشه ى لباس خود اشك هاى او را پاك مى نمود.

[1]صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب: مالقى النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم من اذى المشركين
[2]صحيح بخارى، كتاب بدءالخلق، باب: ما لقى النبى و اصحابه من المشركين
[3]صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب: غزوة أُحد
[4]صحيح بخارى، كتاب بدءالخلق، باب: حدثنا قتيبة
[5]حليةالاولياء، ج 2، ص 300
[6]كنزالعمال، ج 1، ص 77
[7]مجمع الزوائد، ج 6، ص 262
[8]ذخائرالعقبى، ص 47
[9]طبقات ابن سعد، ج 8، ص 24

الصفحة الرئیسیة من نحن |  الاتصال بنا |  الأهداف

faraa.ir