فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER

از همه زودتر
در فصل 9 رواياتى كه چنين مضمونى داشت، ذكر شد و اكنون به ذكر چند روايت ديگر مى پردازيم.
1- بخارى[1] به نقل از عايشه مى نويسد:
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در بيمارى كه به وفاتشان انجاميد، فاطمه را نزد خود خواند و آهسته به او چيزى گفت كه فاطمه گريست. دوباره او را خواند و آهسته به او چيزى گفت كه فاطمه خنديد. در اين باره از فاطمه سؤال كردم.
گفت: آهسته به من فرمود: «در همين بيمارى از دنيا خواهم رفت» و من گريستم و سپس فرمود كه: من پيش از ديگر افراد خانواده اش به او محلق مى شوم كه من خنديدم.
بخارى با سند ديگرى نيز اين روايت را با كمى اختلاف نقل مى كند[2].مسلم نيز آن را در كتاب خود آورده [3] است.
2- ترمذى[4] به نقل از عايشه، ام المؤمنين، آورده است:
كسى را نديدم كه در زىّ و رفتار و منش نشست و برخاست به اندازه ى فاطمه، شبيه رسول خدا باشد. هرگاه نزد رسول خدا مى آمد، حضرتش از جاى برخاسته سوى او مى رفت، مى بوسيدش و در جاى خود مى نشاندش و هرگاه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر او وارد مى شد، فاطمه از جا برخاسته، بر او بوسه مى زد و در جاى خود قرارش مى داد. چون پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بيمار شد، فاطمه به خدمتش رسيد و رويش افتاد و او را بوسيد، آنگاه سر برداشت و گريست و دوباره رويش افتاد، پس سر برداشت و خنديد.
گفتم: اگر تا به حال گمان مى كردم فاطمه عاقلترين زنان ماست، اكنون دانستم او همچون ديگران است. وقتى رسول خدا رحلت كرد به او گفتم: چه باعث شد، بار اول كه خود را روى حضرتش قرار دادى و سر برداشتى، گريه كنى و بار دوم بخندى؟ گفت: (بار اول) مرا خبر داد كه اين بيمارى منجر به وفاتش مى شود پس گريستم، سپس خبرم داد كه زودتر از ساير افراد خانواده اش به او مى پيوندم. هنگام شنيدن اين خبر بود كه خنديدم.
حاكم[5] نيز اين حديث را نقل كرده مى گويد واجد شرائطى است كه مسلم و بخارى براى حديث صحيح قائلند. بخارى[6] نيز، اين روايت را با كمى اختلاف نقل مى كند.
3- ابونعيم[7] به نقل از ابن عباس مى نويسد: رسول خدا به فاطمه فرمود:
تو پيش از همه ى افراد خانواده ام به من محلق مى شوى.

[1]صحيح بخارى، كتاب بدء الخلق، باب: علامات النبوة فى الاسلام.
[2]صحيح بخارى، باب: مرض النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم.
[3]صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب: فضائل فاطمه سلام الله علیها.
[4]صحيح الترمذى، ج 2، ص 319.
[5]مستدرك الصحيحين، ج 4، ص 272.
[6]الادب المفرد، باب: قيام الرجل لاخيه.
[7]حليةالاولياء، ج 2، ص 40.
الصفحة الرئیسیة من نحن |  الاتصال بنا |  الأهداف

faraa.ir