فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


انگيزه‌هاي حذف حاكميت معصوم از زبان حضرت فاطمه سلام الله علیها-قسمت اول
همان طور كه شب قدر در بين بقيه شب‌ها پنهان است و به راحتي قابل درك نيست، درك قدر فاطمه سلام الله علیها نيز همچون درك شب قدر است. ما هر سال مدتي حال و هواي توجه به حضرت ‌فاطمه سلام الله علیها در سر داريم و كمتر متوجه‌ايم كه بسيار سخت است بتوانيم بصيرت فاطمه سلام الله علیها را پيدا كنيم و به غم اصلي فاطمه سلام الله علیها نزديك شويم. اگر مي‌گوييم فاطمه‌زهرا سلام الله علیها يك بصيرت كل است شاهد ما خطبه‌ي ايشان در برابر ابابكر و سخنان حضرت با زنان انصار و مهاجر است، كه بايد با صبر و حوصله جملات حضرت را با توجه به شرايط تاريخي كه اين جملات در آن بيان شده مطالعه كرد و اشارات حضرت را با دقت بررسي نمود تا از طريق بصيرت فاطمي بركات عظيمي در تحليل تاريخ و در تحليل موقعيت امروزمان، به‌دست آوريم. فقط قبر فاطمه سلام الله علیها پنهان نيست بلكه قدر فاطمه سلام الله علیها هم پنهان است.
حضرت فاطمه‌زهرا سلام الله علیها يك بار در زمان پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم، در منظر ما به عنوان «اُمِّ اَبيها» ظهور مي‌كنند و يك بار هم بعد از رحلت آن حضرت در مقابله با حاكمان وقت، به عنوان مدافع مقام ولايت به صحنه مي‌آيند. همان‌طور كه حضرت زينب سلام الله علیها سال‌ها زندگي مي‌كردند ولي در منظر ما از ظهر عاشورا نمايان شدند، و رسالت ايشان از آن زمان شروع شد.
فاطمه‌زهرا سلام الله علیها همان‌طور كه اُمِّ اَبيها(مادرِ پدرش) نسبت به پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم بود، «اُمِّ بَعْلِها»(مادرِ شوهرش) نسبت به علي علیه السلام بود. او در سراسر زندگي محل التيام يافتن روح نبي‌اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است. آن حضرت مي‌ديدند فاطمه سلام الله علیها ظرفيت كاملي براي پذيرفتن همة حقايقي كه برايشان از آسمان آورده است دارد. لذا است كه در مورد آن حضرت مي‌فرمايند: خداوند قلب و جوارح دخترم را از ايمان و يقين مملوّ كرده است.
كمك به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يعني فهميدن روح اصلي پيام آن حضرت. اينکه پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم با ديدن فاطمه سلام الله علیها، همة خستگي‌هايشان رفع مي‌شد براي اين است كه مي‌ديدند حضرت فاطمه سلام الله علیها مي‌تواند از اسرار رسالت آگاه شود و اين مادرِ پدر بناست ادامة رسالت را در امامت تربيت كند تا زحمات پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم تماماً به ثمر برسد.
حضرت علي علیه السلام كسي بود كه در زمان حيات پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم شمشير مي‌كشيد و گرگ‌هاي عرب را مي‌دَراند، هم دهان مي‌گشود و حقايقي از حكمت مي‌گفت. اما در شرايط بعد از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نه شمشيرش كارآيي دارد و نه جامعه آمادة شنواي سخنان حكيمانة او است. خود حضرت مي‌فرمايند: در شرايطي قرار داشتم كه: اگر چيزي در دفاع از حقِ حاكميت خود مي‌گفتم، متهم مي‌شدم كه بر حكومت حريص است و اگر سكوت مي‌كردم مي‌گفتند: از مرگ فرار مي‌كند. اينجاست كه زهراي بتول سلام الله علیها بايد اُمِّ ابيهاي ديگري شود منتها به صورت اُمِّ بَعْلِها، تا نه نبيّ بي‌ياور باشد و نه وليّ بي‌سخنگو، و لذا است كه مي‌توان ‌گفت: اگر فاطمه سلام الله علیها نبود، معناي ولايت اميرالمؤمنين علیه السلام براي هميشه در تاريخ گم مي‌شد.
بي‌جا نيست وقتي امّ‌سلمه به عيادت فاطمه سلام الله علیها مي‌رود و از حال ايشان مي‌پرسد، مي‌گويد: صبح نمودم در حالي كه بين دو حزن قرار دارم، نبود نبي صلی الله علیه و آله و سلم و ظلم به وصي علیه السلام.

وقتي جامعه بي‌سر و سامان مي‌شود
بعد از رحلت پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم عده‌اي بدون آن‌كه منكر فضائل علمي علي علیه السلام باشند، گفتند خودمان هنر ادارة جامعه را داريم، به عنوان مثال در زمان خلافت ابابكر گروهي از رُم يعني مركز تفكر جهان آن روز، آمدند تا سؤالاتشان را دربارة اسلام از مسلمانان بپرسند. وقتي به سراغ ابابكر رفتند او گفت اگر درباره‌ي مسايل اجتماعي و حكومتي سوال داريد از من بپرسيد و اگر دربارة اسرار دين سوال داريد از علي علیه السلام بپرسيد. يعني همه؛ حتي ابابكر هم مي‌دانستند كه اسرار و حقيقت دين، نزد علي علیه السلام و خانوادة پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم است. ولي علت اين‌كه ابابكر و فضاي حاكم، اين خانواده را از صحنة مديريت جامعه حذف مي‌كنند آن است كه معتقدند عقل خودشان به تنهايي بدون نياز به پيامبر و امامان معصوم علیهم السلام مي‌تواند جامعه را اداره كند. علامه‌طباطبايي«رحمة‌الله‌عليه» در كتاب معنويت تشيع مي‌فرمايند : عمدة انحراف، در فكري بود كه مي‌گفت خودم براي ادارة جامعه كافي هستم و به تعبير امروز، خودم براي تربيت فرزندم و تنظيم امور اجتماعي و اقتصادي جامعه كافي هستم و به دين و قرآن و روايت نيازي ندارم.
عمده آن است كه حداقل بتوانيم راز و رمز بي‌سر و ساماني خود و خانواده و جامعه را درست تحليل كنيم تا دوباره به سوي اژدهاي ديگري به نام كارشناسي جديد كه بويي ازخدا نبرده است، نرويم. بارها برنامه‌اي مي‌ريزيم و نه تنها نتيجه نمي‌گيريم بلكه عكس آن را نتيجه مي‌گيريم ولي باز به خود مي‌آييم كه علت اين عدم موفقيت‌ها كجاست؟
آقاي تافلر در كتاب شوك آينده مي‌گويد: ما در آمريكا برنامه‌اي مي‌ريزيم تا مشكلاتمان را حل كنيم بعد از اجراي برنامه مي‌بينيم هم با مشكلات قبلي را داريم هم مشكلاتي كه برنامه جديد درست كرده است، روبه‌روييم. حالا بايد يك برنامة ديگري بريزيم تا مشكلات قبلي و جديد را با هم حل كنيم .
سرّ بي‌ثمري كارها و برنامه‌ها را مي‌خواهيم از زبان فاطمه‌زهرا سلام الله علیها بشنويم. فاطمه‌زهرا سلام الله علیها حداقل اين كمك و هدايت بزرگ را براي ما به جاي گذاشتند كه اي مردم رمز نابساماني و بي‌ثمري برنامه‌ها و كارهايتان اين نيست كه تلاشتان كم بوده است، بلكه بايد راهتان را عوض كنيد و فرهنگ اهل‌بيت علیهم السلام را در خانه و خانواده و اداره و شهر و دولت تان حاكم كنيد، تا به ثمر برسيد. شما فرهنگ اهل‌بيت را كنار گذاشته‌ايد و اشكال مي‌گيريد چرا كارها و برنامه‌هايتان ثمر نمي‌دهد و از اين كارشناس به آن كارشناس پناه مي‌بريد ولي به سراغ علمايي كه سخن و فرهنگ معصوم را مي‌شناسند نمي‌رويد. حضرت فاطمه سلام الله علیها خواستند مردم را متوجه كنند حال كه از علي علیه السلام و فرهنگ معصوم منصرف شديد - كه مسئوليت آن هم به گردن خودتان است- حداقل بفهميد از چه چيز و چه كس منصرف شده‌ايد و آثار و نتايج اين انصراف را درست تحليل كنيد .
حضرت فاطمه سلام الله علیها براي دفاع از حق و حاكميت معصوم به مسجد پيامبر‌صلی الله علیه و آله و سلم رفتند و خطبه‌اي ايراد فرمودند و ابوبكر پاسخي داد و حضرت دوباره صحبت‌هايي فرمودند و از مسجد خارج شدند. ابوبكر ترسيد كه مطلب بر ضد او تمام شود از منبر بالا رفت و با حرف‌هايش مردم را مورد عتاب و سرزنش قرار داد و جوّ رعب و وحشت را حاكم كرد و گفت آن كسي كه سخن مي‌گفت روباهي بود كه شاهدش دمش بود. در نتيجه همه ساكت و مضطرب و نگران شدند و جوّ سياسي شديدي برضد سران حاكم به وجود آمد. اينجا بود كه ‌خواستند با يك حيله‌ي سياسي ، جوّ را به نفع خود بشكنند و مردم را آرام كنند . لذا زنان مهاجر و انصار - يعني زنان سياستمداران حاكم- را به عيادت حضرت زهرا سلام الله علیها فرستادند تا چند نتيجه بگيرند؛ اولاً: القاء كنند كه فاطمه‌زهرا سلام الله علیها مثل يك زن معمولي است كه عصباني شده و حالا ما از او دلجويي كرديم تا اخلاقشان سر جا بيايد. ثانياً: در شهر اعلان كنند كه ما به سراغ آن حضرت رفتيم و كار تمام شد. در چنين شرايطي وقتي اين زنان از حضرت فاطمه سلام الله علیها پرسيدند حالتان چه‌طور است، فرمودند: در حالي صبح كردم كه نسبت به دنياي شما بي‌ميل و نسبت به مردان شما غضبناكم و براي خويش چه بد ذخيره‌اي فرستادند.
و پس از جملاتي؛ در تحليل كار مردان آن‌ گروه در حذف حاكميت امام معصوم، فرمودند: واي بر مردان شما، عجيب است كار مردان شما.
چه باعث شد كه آنان خلافت را از كوه رسالت -كه موجب مي‌شد جامعه متزلزل نشود- دور كردند؟ و چه گونه حاكميت را از پايه‌هاي نبوت و هدايت جدا كردند، تا حاكميت و سياست يك طرف برود و دين‌داري يك طرف؟

حاكميتي بر پاية كوه رسالت
خلافت اميرالمؤمنين علیه السلام در منظر فاطمه سلام الله علیها يعني حاكميت بر پايه‌ي كوه رسالت. يعني‌حضرت علي علیه السلام اگرحاكم مي‌شدند طبق نظام نبوت، جامعه را اداره ‌مي‌كردند. اما ابوبكر وقتي حاكم شد گفت به من وحي نمي‌شود لذا هرچه توانستم از سخن پيامبر استفاده مي‌كنم و هرچه نتوانستم بر اساس عقل خودم عمل مي‌كنم. حرف ابوبكر ظاهراً صحيح است ولي ما از ابوبكر و فرهنگ ابوبكري مي‌پرسيم اگر انسانِ معصومي در صحنه است كه مي‌تواند بر اساس عقل الهي يعني حكم خدا ، مشكلات جامعه را حل كند شما بر اساس چه مبنايي معصوم را كنار مي‌گذاريد و عقل خودتان را ملاك قرار مي‌دهيد؟ مگر عقل شما چقدر تواناست؟! اين است كه حضرت فاطمه‌زهرا سلام الله علیها مي‌فرمايند: عجب از مردان شما، چه باعث شد كه از خلافتي كه بر كوه رسالت و پايه‌هاي هدايت استوار بود جدا شدند. متاسفانه طرز تفكر ابوبكر در بعضي از شيعه‌ها نفوذ كرده است و لذا معتقدند اهل‌البيت علیهم السلام بايد نصيحت بكنند، نه حكومت و حكومت را بايد كارشناساني اداره كنند كه نظريه‌هاي حكومتي‌شان را از جهان سكولار گرفته‌اند. البته نتيجة آن فكر را هم در اين چند سال بعد از جنگ تحميلي ديديم كه هر چه بيشتر به كارشناساني كه كارشناس اجراي فرهنگ غير الهي بود رجوع كرديم هيچ‌يك از كارهايمان اصلاح نشد؟! بعد حضرت در ادامه تبيين حكومت امام معصوم فرمودند :
چه باعث شد كه از خانواده‌اي كه فرشته وحي بر آن نازل مي‌شد جدا شديد؟ و به چه كسي رجوع كرديد؟
چه باعث شد كه به كارشناسي كه امور دنيا و دين شما را مي‌دانست رجوع نكرديد؟
بدانيد اين بزرگترين و آشكارترين خسران بود كه به شما رسيد.

استاد طاهرزاده
ادامه دارد...
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir