فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


انگيزه‌هاي حذف حاكميت معصوم از زبان حضرت فاطمه سلام الله علیها-قسمت دوم
بدترين انحراف
در روايت داريم كه اگر ولايت نداشته باشي و تمام اعمال ديني را انجام دهي، دينداري‌ات بي‌فايده است. باز در روايت داريم كه اگر كسي شب بخوابد و خودش را براي حاكميت اسلام آماده نكرده باشد و در آن حال بميرد در شعبه‌اي از نفاق مرده است . گاهي اين بيماري در جان ما رخنه مي‌كند كه اميدوار مي‌شويم مسائل اجتماعي و انساني را از كارشناساني بپرسيم كه با فرهنگ معصوم آشنا نيستند. حالا بايد از خودمان سؤال كنيم كه اين كارشناس، عقل و نظريه‌اش را از كجا آورده است. آيا عقل او براي نجات ما كافي است؟‌ مثلاً يك روانشناس مي‌گويد: بچه‌ها را نترسانيد، او تا اينجا را درست مي‌گويد ولي اگر گفت از قيامت براي بچه‌ها حرف نزنيد، چون نبايد بترسند. آيا دين خدا اين حرف‌را مي‌پذيرد؟ در حالي كه اگر شما در دوران كودكي كه قلب كودك پاك و زلال است او را متوجه قيامت نكنيد و از عذاب‌هاي قيامت نترسانيد، در دوران جواني اصلاً نماز و واجبات ديني را انجام نمي‌دهد، چون از عذاب قيامتي نمي‌ترسد. مي‌خواهم بگويم عقل من و شما از اول نمي‌تواند بفهمد اين نظريه كارش به كجا كشيده مي‌شود، ولي ناگهان با فاجعة غير قابل پيش‌بيني و غير قابل جبران روبه‌رو مي‌شود. عقل مي‌تواند بفهمد كه خودش براي كشف حقيقت ناتوان است و نياز به وَحي دارد ولي خودش براي زندگي در جهان هستي كافي نيست.
اگر اعتقادتان اين باشد كه بدون فرهنگ اهل‌بيت مي‌توانيم مسائل اقتصادي و اجتماعي و تربيتي‌مان را حل كنيم از فاطمه سلام الله علیها و فرهنگ فاطمه سلام الله علیها جدا هستيم و فكر و فرهنگ همان كساني را داريم كه خانه حضرت را آتش زدند و پهلوي حضرت را شكستند، چون آن‌ها هم اعتراضشان به حضرت‌زهرا سلام الله علیها اين بود كه چرا به حاكميت غير معصوم اعتراض دارد. صرف محبت به حضـرت كافي نيست، چرا كه اهل‌سنت هم به حضرت و اولاد حضرت چنين محبت‌هايي را دارند. ابن تيميّه از علماء اهل سنت در مورد امام‌رضا علیه السلام مي‌گويد:«علي‌بن‌موسي‌ داراي اوصاف، مكارم و نيكي‌هايي است كه براي اهل معرفت روشن است».
محمدبن‌حيّان‌تميمي‌بسطي از پيشوايان اهل سنت در كتاب «اَلْثَّقات» خود در مورد امام ‌رضا علیه السلام مي‌گويد: «من بارها خدمت آرامگاه امام رضا علیه السلام مي‌روم و مدد مي‌گيرم و اين چيزي است كه بارها آن را آزموده و همواره چنين يافتم.... خداوند ما را بر محبت محمدصلی الله علیه و آله و سلم و دودمانش بميراند». ولي امام صادق علیه السلام مي‌فرمايند: محبت بدون اطاعت، ادعا است. پس شما ببينيد عقيدة شما مطايق عقيدة حضرت زهرا سلام الله علیها هست يا نه، و گرنه محبت به آن حضرت همة مطلب نيست. فاطمه‌زهرا سلام الله علیها در ادامه، به زنان سران حاكميت مي‌فرمايند:
حضرت علي علیه السلام چه نقصي داشت، چه جرمي داشت كه او را كنار زديد، او كداميك از لوازم هدايت جامعه را نداشت ؟ آيا به حقايق و قواعدِ حكم خدا كه بايد بر جامعه حاكم شود آگاه نبود ؟ يا شجاع نبود و يا از گروه‌هاي فشار مي‌ترسيد؟

انگيزه‌هاي حذف علي علیه السلام
سقيفه سازان و سياست‌زدگانِ فاصله گرفته از معنويت اسلام، اول نقشه كشيدند و تلاش كردند تا حضرت علي علیه السلام حاكم نشود، وقتي هم كه مردم بيدار شدند و آنچه را كه فاطمه‌زهرا سلام الله علیها اول فهميد، بعد از سال‌ها فهميدند و ديدند چه بلايي بر سرشان آمد و لذا جهان اسلام بر ضد عثمان شوريد و مردم بصره و كوفه و مصر آمدند عثمان را كشتند و به اصرار زياد حضرت علي علیه السلام را سر كار آوردند و حضرت حاكم شدند، آنگاه بسيار تلاش كردند كه حكومت حضرت را ضايع كنند تا بگويند ديديد كه علي نبايد حاكم مي‌شد. اين‌ها مي‌خواستند علي علیه السلام سر كار نيايد تا مردم طعم حاكميت و حيات ديني را نچشند و در نتيجه به حاكميت غير معصوم راضي باشند. دوران پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم زمان تثبيت وحي بود و حالا كه بناست با حاكميت علي علیه السلام نظام حكومتي و جامعه، ديني شود علي علیه السلام ‌را حذف كردند، وقتي هم آن حضرت سر كار آمد، از يك طرف بني‌اميه سه جنگ مهم به وجود آورد و از طرف ديگر غارت‌گري‌هايي را در نظام حكومتي علي علیه السلام به راه انداختند تا مردم مزة حكومت علوي يعني حاكميت حكم خدا را نچشند. مردم هم ديدند اين چند سالي كه علي علیه السلام سر كار آمده تماماً جنگ و غارت و كشتار است و لذا نتيجه گرفتند كه گويا حاكميت علي علیه السلام هم بي‌فايده است . پس همان بهتر كه دين در امور سياسي و اجتماعي دخالت نكند. و اين همان نتيجه‌اي است كه بني‌اميه مي‌خواست.
امروز هم در اين كشور اگر محمدرضاپهلوي حاكم بود آمريكا به او كمك مي‌كرد، ولي چرا وقتي انقلاب اسلامي - یعني حاكميت فرهنگ خدا و امام معصوم - ‌به صحنه آمد اين همه مزاحمت ايجاد كردند؟ مگر شهيد رجايي و بهشتي و … چه گناهي داشتند كه بايد كشته شوند؟ حاكمان جهان استكباري مي‌‌دانند كه اگر اجازه دهند ولايت فقيه حاكم شود آبروي حكومت‌هاي آن‌ها مي‌رود . لذا تا جايي كه در توان داشتند تلاش كردند تا حكومت اسلامي تحقق پيدا نكند ، حالا هم كه چنين حكومتي به وجود آمد تمام توطئه‌هاي اقتصادي و سياسي و نظامي‌شان را به كار گرفتند تا مردم را به اين نتيجه برسانند كه حكومت اسلامي نه تنها فايده ندارد بلكه مزاحم زندگي است . آن قدر دروغ پراكني كردند و مي‌كنند كه گاهي مي‌بينيد مردم در اثر همين تبليغات دروغ، با بهترين آدم‌ها بد هستند و با بدترين آدم‌ها خوب. اين همان قصة اميرالمؤمنين علیه السلام است، كسي كه فاطمه‌زهرا سلام الله علیها را نشناسد و حساسيت او را نداشته باشد نمي‌تواند نظام جمهوري اسلامي را بشناسد يعني نمي‌تواند معناي بصيرت فاطمه سلام الله علیها را در مورد اين زمان بفهمد. حضرت ادامه دادند:

جُرم علي علیه السلام، ايمان اوست
جرمش اين بود كه شمشيرش مراعات هيچ باطلي را نمي‌كرد.
حضرت فاطمه سلام الله علیها مي‌فرمايند: حضرت علي علیه السلام هيچ جرمي نداشت مگر اين‌كه شمشير حضرت، دوست و آشنا نمي‌شناخت هر شخص باطلي را كه روبه‌روي اسلام مي‌ايستاد، درو مي‌كرد. در حالي كه مردان شما چنين نيستند. به عنوان مثال در جنگ بدر وقتي بلال حبشي ارباب خود يعني اميّة‌بن‌خلف را دستگير كرد و خواست او را بكشد ابوبكر از راه رسيد و بلال را كنار زد و خودش اميّه را اسير كرد تا از طريق او پولي به‌دست آورد. بلال به حضرت علي علیه السلام پناه آورد كه؛ اميه اسير من است و من مي‌خواهم او را بكشم، حضرت هم آمدند و اميّه را از ابوبكر گرفتند و به بلال دادند و بلال هم او را كشت. بعد از اين جريان، ابابكر تا آخر به حضرت علي علیه السلام گله مي‌كرد كه تو پول زيادي را از دست ما خارج كردي. فاطمه سلام الله علیها مي‌فرمايد علي علیه السلام كسي است كه شمشيرش برده و مولا نمي‌شناخت هركس مقابل اسلام مي‌ايستاد، مي‌زد. يعني روح علوي، رعايت آمريكا و سرمايه داران فاسد و آقازاده‌هاي فرصت‌طلب را نمي‌كند و كوتاه نمي‌آيد.
جرم علي اين است كه از مرگ نمي‌هراسد.
روح توحيدي علي علیه السلام كه متوجه نقش مطلق خدا در هستي است، علوي هيچ‌گاه از تهديد‌هاي سران كفر و شرك نمي‌ترسد و لذا همان روحيه امروز هم مي‌گويد: آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند. كسي كه آن روح و روحيه را نداشته باشد در برابر تهديد‌هاي آمريكا دست و پاي خود را گم مي‌كند و مي‌گويد: رئيس جمهور آمريكا آدم بي‌عقلي است ممكن است به ما حمله كند. در حالي كه ما نمي‌گوييم او بي‌عقل نيست ولي ما هم از علي علیه السلام آموخته‌ايم كه نبايد تسليم ‌شويم، چرا كه عالم هستي صاحب دارد و كار بندگان را به رئيس جمهور آمريكا نمي‌سپارد.
جرم علي علیه السلام اين است كه خيلي دقيق و سخت‌گير است و منحرفان را عقوبت مي‌كند تا ديگران عبرت بگيرند و بدون هيچ خوفي و فقط براي خدا و وفاي به عهد الهي، خود را به خطر مي‌انداخت.
حضرت فاطمه سلام الله علیها مي‌فرمايند: شما نقشه كشيديد و علي علیه السلام را حذف كرديد چون علي علیه السلام دقيق بود و مو را از ماست مي‌كشيد و براي خدا غضب مي‌كرد و آنچه وظيفه‌اش بود انجام مي‌داد. مثلاً شما مي‌بينيد در جنگ بدر، مسلمانان هفتاد و چند نفر از دشمن را كشتند كه « واقدي » مورّخ سنّي مي‌گويد : بيش از سي نفر آن‌ها را فقط علي علیه السلام كشت و خلفاي سه گانه يك نفر را هم نكشتند . آيا اين‌ها توان كشتن را نداشتند يا حساب مي كردند اگر فلان مشرك را بكشند فردا با اقوامش روبه‌رو مي‌شوند و مشكل درست مي‌شود؟ بدون شك در جامعه‌اي كه بخواهد چنين حساب‌هاي باطلي بشود اميرالمؤمنين علیه السلام حذف مي‌شود. بنابراين قصة حذف علي علیه السلام، قصة حذف حاكميت خداست و غم فاطمه سلام الله علیها هم غم از دست رفتن حاكميت خداست. لذا مي‌فرمايد:

رهبري امت، در بستر طبيعي
به خدا سوگند اگر مردان شما همديگر را منع مي‌كردند از گرفتن زمامي كه رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم به علي علیه السلام سپرد، علي علیه السلام آن‌ را درست سير مي‌داد، مانند شتري كه به آرامي هدايت شود، بدون اجبار و فشار، در آن حال نه حشاش و چوب بيني شتر در اثر كشيدن بيجا زخم مي‌شد و نه راكب اذيت مي‌‌گشت.
حضرت فاطمه سلام الله علیها مي‌فرمايند: اگر گذاشته بودند علي علیه السلام حاكم شود بي‌نهايت ثمر و نتيجه به دنبال داشت ولي نگذاشتند و مهار شتر خلافت را به‌دست ديگري دادند و شد آن‌چه شد و نتيجه‌اش در نهايت حكومتي مثل حكومت معاويه شد. پيام فاطمه‌زهرا سلام الله علیها اين است كه هرگاه خواستيد نجات پيدا كنيد بايد حاكميت‌تان را با روح علوي متحقق كنيد و گرنه به هلاكت و پوچي مي‌رسيد و يك روز آرامش نخواهيد داشت.
امروز هم دشمنان فرهنگ حاكميت معصوم مي‌گويند: شما يا بايد حاكميت را به دست شاه و سلطنت‌طلبان بدهيد تا مشكلاتتان حل شود و يا بايد ليبرال‌دموكراسي را بپذيريد كه ميل مردم فقط حاكم باشد . راه سومي هم وجود ندارد، چرا كه حكومت ديني توان ادارة جامعه را ندارد پس به يكي از آن دو راه اكتفا كنيد. در حالي كه روح شيعه مي‌گويد بايد در زمان غيبت امام معصوم باز هم حكم خدا حاكم باشد آن هم از طريق ولايت فقيه. به معناي فقيه دقت كنيد! فقيه يعني كسي كه متخصص كشف حكم خداست. حاكميت «فقيه» يعني حاكميت حكم خدا. مثل پزشكي كه متخصص كشف قواعد علم پزشكي راجع به بيماري‌هاست.
پس ولايت فقيه يعني حاكميت حكم خدا. امام خميني«رحمة‌الله‌عليه» در كتاب ولايت فقيه مي‌فرمايند هركس مخالف حكم ولي فقيه است، اگر متوجه باشد، مخالف حكم خداست و مسلماً ولايت حكم خدا با جريان مردم سالاري به خوبي قابل جمع است بدون آن‌كه نتايج سوء ليبرال دموكراسيِ غربي را همراه داشته باشد. مردم ما بايد بيدار باشند، در اثر برنامه‌ريزي‌هاي دشمنان اسلام جريان‌هايي در نظام ستادي و اجرايي انقلاب اسلامي آمده است كه چهرة نظام اداراي كشور ولايت فقيه را ضايع كنند، تا مردم به اين نتيجه برسند كه بدون ولايت فقيه راحت‌تر زندگي مي‌كنيم و لذا به حكومتي مثل حكومت رضاخان كه در طول حاكميتش بيست هزار نيروي متدين را كشت، رضايت دهند. حضرت مي‌فرمايند: علي علیه السلام، شتر خلافت را به ملايمت راه مي‌برد، بدون آن‌كه بيني‌اش را پاره كند و يا راكب‌اش را آزار دهد.
افراد در برابر شتري كه حركت نمي‌كند سه نحوه برخورد دارند. بعضي‌ها مي‌گويند حالا كه شتر حركت نمي‌كند رهايش مي‌كنيم و كاري با آن نداريم . بعضي‌ها مي‌گويند ما افسار شتر را محكم مي‌كشيم، بيني شتر هم كه پاره شد، بشود، فعلاً ما كارمان را مي‌كنيم هرچه مي‌خواهد بشود. امروز اين دو نحوة مديريت در جامعة ما هست كه هيچ‌كدام خوب نيست، يكي افراطي و ديگري تفريطي است. يكي مي‌گويد در مقابل سرمايه‌داراني كه براي جامعه مشكل ايجاد كرده‌اند چاره‌اي جز تسليم نداريم و ديگري مي‌گويد هركس را با كوچكترين اشتباه بايد اعدام كرد، و لذا هيچ‌كدام از اين دو گروه نمي‌توانند جامعه را سر و سامان دهند و يك حكومت پايداري به‌جود آورند.
آري از ديدگاه حضرت زهرا سلام الله علیها جرم علي علیه السلام اين بود كه نحوه برخورد حضرت با شتر حاكميت، نه اين است كه آن‌قدر مهار شتر را بكشد تا بيني شتر پاره شود و نه تسليم وضع موجود شود، چرا علي علیه السلام مي‌خواهد به نتيجه برسد و نگران آخر كار است. به همين جهت است كه نه اول گذاشتند حضرت‌علي علیه السلام حاكم شود و نه بعداً گذاشتند آن حضرت بتواند تدبيرش را در امور جامعه نشان دهد. ولي مردم در چنين شرايطي نبايد خسته مي‌شدند بايد بيدار مي‌شدند و صبر را پيشة خود مي‌ساختند و دشمن را مأيوس مي‌كردند. چون راهي جز حاكميت امام معصوم و حاكميت فرهنگ معصوم در زمان غيبت نداريم و اين همه مزاحمت براي نظام اسلامي، ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه فقط بايد با حفظ همين نظام به آرمان‌هاي دنيايي و آخرتي خود دست يافت و گرنه همه چيزمان را از دست خواهيم داد و زهرا سلام الله علیها با سخنان و گريه‌هاي خود، پيامشان را به ما رساند تا ما در بي‌راهه و چه كنم، چه كنم نمانيم. آن حضرت راهي را گشود كه هر روز بيش از روز قبل انسان‌ها مي‌توانند از آن بهره گيرند.

استاد طاهرزاده
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir