فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


فلسفه احکام در حدیث حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها-قسمت اول
چکیده
یکی از نمادهای فاطمه شناسی، درک علوم و معارف است که از آن صدیقه طاهره به ما رسیده است، و همانند کلمات گهربار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و سخنان درباره امامان معصوم علیه السلام برای انسان ها ره گشا و حجت است. زیرا این حقائق نشأت گرفته از سرچشمه زلال وحی است؛ حقایقی که از هر گونه آلایش به دور، و از هر گونه خرافه پیراسته است. و این نیست مگر به خاطر آن که فاطمه سلام الله علیها دارای مقام «تحدیث» است.
یکی از القاب حضرت فاطمه سلام الله علیها محدثه است. و این واژه اگر به کسی دال باشد به معنی بیان کننده احادیث نبوی است، و اگر به فتح آن باشد، به معنی دریافت کننده وحی (غیر قرآنی) از مقام ربوبی است که به وسیله فرشته برای وی آورده می شود.

مفهوم احکام
در معارف دینی گاهی از احکام الهی به عنوان مجموعه قوانین و دستورالعمل هایی که یک دین آورده است، اراده می شود؛ که در سه حوزه بینش و عقاید، گرایش و اخلاق، کنش و احکام نمود می یابد و احکام نیز بر دو قسم است: یکی احکام مربوط به رابطه انسان با خدا، که بدان احکام عبادی گفته می شود. و دوم احکام که بیانگر رابطه انسان با انسان است که اگر در رابطه با خود انسان باشد تکلیف است و اگر در رابطه با دیگران باشد، حقوق است.
مجموع این احکام گاه تحت نام دین و شریعت گنجانده می شود. چنان که قرآن نیز می فرماید: « فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» (توبه: 122) بدیهی است که تفقه در دین شامل فراگیری همه معارف آن می شود. گاه نیز بدان، احکام گفته می شود. تنها بخش عملی آن است که از آن به فقه تعبیر می شود؛ که خود دارای اقسامی است. و منظور از فلسفه احکام در این جا همین است.

تفسیر کلام فاطمه سلام الله علیها
خطبه فدکیه حضرت زهراء سلام الله علیها دارای فقراتی است. و هر کدام به موضوعی اشارت دارد. البته باید توجه داشت که بیان حضرت هرگز به معنی حصر در فلسفه بیان شده و یا حصر در فلسفه داشتن احکام مذکور نیست. بلکه بیان نمونه هایی است که در قرآن و یا کلام معصومان آمده است:

1-فلسفه ایمان
«... ففرض الله علیکم الایمان تطهیرا لکم من الشرک؛ خداوند ایمان را برای پاکی از شما شرکت واجب نمود.» چرا که از شرک در فرهنگ قرآن به عنوان پلیدی یاد شده و فرموده است: «انما المشرکون نجس ... (توبه: 28)، مشرکان ناپاک و پلیدند.» همچنین در قرآن از ایمان تعبیر به نور، و از کفر تعبیر به تاریکی نموده و فرموده است: «الله ولی الذین ء امنو یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا

تاثیر و بهره گیری از درس های فاطمه سلام الله علیها
اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ... (بقره: 257)؛ خدا ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند، آن ها را از ظلمت ها به سوی نور می برد. و کسانی که کافر شدند، اولیای آن ها طاغوت است که آن ها را از نور به سوی ظلمت بیرون می برد» به این نکته نیز باید توجه داشت که گر چه بر اساس روایات پذیرش اسلام به وسیله زبان و گفتن شهادتین باعث طهارت ظاهر و جواز ارث و نکاح می شود. چنان که امام صادق علیه السلام فرمود: ان الایمان ما وفر فی القلوب و الاسلام ما علیه المناکح و المواریث و خفن الدماء و الایمان یشرک الاسلام و الاسلام لا یشرک الایمان؛ ایمان آن است که در دل ساکن شود، اما اسلام چیزی است که قوانین نکاح و ارث و حفظ خون بر طبق آن جاری است» [1] لیکن شرک را که خود نوعی آلودگی درونی است، تنها با حضور ایمان در دل می توان زدود. شرک نوعی تاریکی است که تنها با نور ایمان از وجود انسان رخت بر می بندد.

2. فلسفه نماز
«والصلاه، تنزیها لکم عن الکبر؛ و خداوند نماز را بر شما واجب کرد برای این که شما را از کبر منزه نماید» چنان که قرآن نیز فرمود: «وافم الصلوه ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر ... (عنکبوت: 45)؛ نماز را برپا دار، که نماز انسان را از زشتی ها و گناه باز می دارد.»
با سخن فاطمه به این معنی باشد که رذل ترین صفت انسان، کبر و خود بزرگ بینی در برابر ذات کبریای خداوندی است که همه نعمت ها را به انسان داده است؛ صفتی که شیطان را از درگاه ربوبی راند و رحیم بارگاه الهی شد. «الا ابلیس استکبر و کان من الکفرین (ص: 74)؛ جز ابلیس که تکبر ورزید و سجده نکرد و از کافران بود» از آنجا که نماز، یاد و نام خدا است که فرمود: «... و اقم الصلوه لذکری (طه: 14)؛ نماز را به پا دار، تا به یاد من باشی»، در حقیقت شخص نمازگزار با نماز خود و توجه و توجه به عظمت پروردگار، از کبر و غرور منزه می شود.

3. فلسفه زکات
«والزکاه تزییدا فی الرزق؛ و خداوند زکات را واجب نموده است تا روزی را وسعت بخشد». شاید آیه شریف: «و ماء اتیم من ربا لیربوا فی اموال الناس فلا یربوا عندالله و ماء اتیتم من زکوه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون (روم: 39)؛ و آنچه به عنوان زکات می پردازید، و تنها رضای خدا را می طلبید، (مایه برکت است)، و کسانی که چنین کنند، دارای پاداش مضاعف اند.» نیز اشاره به این معنی داشته باشد. در روایات نیز آمده است که امام کاظم فرمود: «حصنوا اموالکم بالزکاه؛ مالتان را به وسیله زکات حفظ کنید.»
البته این یک زاویه از فلسفه زکات است، فلسفه دیگر آن که امام رضا علیه السلام فرمود: «ان علت الزکاه من اجل قوت الفقراء؛ علت تشریع زکات، به خاطر قوت فقیران است» [2]




[1] کلینی، کافی، ج 2، ص 26
[2] صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 4. بابت عله وجوب الزکاه
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir