فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


کانون تربیت سیاسى فاطمه زهرا سلام الله عليها-قسمت دوم
د. رایزنى سیاسى و ساماندهى مبارزه‏
حضرت فاطمه سلام الله عليها همچون سیاست‌مدارى قهرمان، به تکلیف و رسالت الهى خویش عمل مى‏‌کرد و براى روشن ساختن افکار عمومى از انحراف مسیر امامت، چهل شبانه‌روز دست حسن و حسین علیهماالسلام را می‌‏گرفت و سوار بر مرکبى مى‌‏شد و همراه با حضرت على عليه السلام به درِ خانه مهاجر و انصار مى‌‏رفت تا آن‏ها را نسبت به غفلتى که دچار آن شده‌‏اند
و انحراف موجود، بیدار سازد و غافلان و راحت‌طلبان را هوشیار سازد. فاطمه زهرا سلام الله عليها در حقیقت، با رایزنى سیاسى خود، با یاران رسول صلي الله عليه و آله و سلم اتمام حجت مى‌‏کرد و همچون دیپلماتى آگاه، با حضور خویش سعى مى‌‏نمود مسیر انحراف امّت را روشن سازد و مسیر واقعى را که امامت على عليه السلام است و نیز حریم ولایت را روشن و بى‌‏پیرایه ارائه دهد تا یا به موفقیت برسد و یا در فرداى قیامت، براى صاحبان زر و زور و تزویر و عافیت طلبانى که فریب خورده‌اند، بهانه‌‏اى وجود نداشته باشد.

ه. اعتصاب سخن (سکوت سیاسى)
در مسیر دفاع از حریم ولایت و امامت، فاطمه زهرا سلام الله عليها شیوه مبارزاتى دیگرى را با سکوت خود آغاز کرد و آن «اعتصاب سخن» با حاکمان وقت بود. صدیقه طاهره سلام الله عليها شیوه‌‏اى سیاسى را آغاز کرد که تداوم‌دهنده تاکتیک‏ها و شیوه‌‏هاى مبارزاتى قبلى آن حضرت بود. تمامى این شیوه‏‌ها در راستاى یکدیگر معنا مى‌‏دهند. آن حضرت با اتخاذ حرکت‏‌هاى سیاسى خاص از قبیل گریه در مراکز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانه‌‏هاى مهاجر و انصار که تمامى آن‏ها با حضور قوى آن حضرت در صحنه مبارزات سیاسى همراه بودند جامعه را از لحاظ افکار، تحت تأثیر قرارداد، ولى ناگهان شیوه مبارزه سیاسى خود را تغییر داد و سکوت اختیار کرد.
این تاکتیک و شیوه جدید در اذهان جامعه، که به حضور آن حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ایجاد مى‏‌کرد و مسئله برانگیز بود که چه شده است که فاطمه زهرا سلام الله عليها سکوت کرده است؟ این تغییر رویه به طور طبیعى، توجه اجتماع را جلب مى‏‌کرد و افکار عمومى را به تکاپو وامی‌داشت تا در پى یافتن علت آن باشند. فاطمه سلام الله عليها در محاجّه خود عهد کرد که دیگر با خلیفه سخن نگوید.
جالب است که این نحوه عمل آن‌ حضرت را در شکل مبارزه منفى بلال که به عنوان مؤذن ویژه رسول خدا از جایگاه خاصى برخوردار بود ملاحظه مى‏‌کنیم که صرفاً یک‌بار با خواست فاطمه به اذان گفتن رضایت مى‌‏دهد. پس از حضور خلیفه در خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها و گفت وگوى کوتاه آن‏ها با حضرت فاطمه سلام الله عليها که حضرت على عليه السلام در این میان پیامبر سخن مابین فاطمه سلام الله عليها و خلیفه وقت بود
و گرفتن اعتراف از خلیفه وقت مبنى بر مقام شامخ حضرت فاطمه سلام الله عليها از زبان پیامبر در این‏که رضایت فاطمه رضایت خدا و خشم او خشم خداست، فاطمه زهرا سلام الله عليها مشروعیت خلیفه را زیر سؤال برد و اذهان جامعه و افکار عمومى را در مشروعیت خلیفه وقت دچار تردید کرد که فاطمه سلام الله عليها حق را مى‏‌گوید و امامت حقى است غصب شده توسط خلیفه وقت! پس از این‏که آن حضرت از خلیفه وقت اعتراف گرفت، قسم خورد که دیگر با او سخن نگوید و با این دیدار و سخن فاطمه زهرا سلام الله عليها، مشروعیت حاکمان وقت بیش از گذشته زیر سؤال رفت و در بسیارى ‏از اذهان که نادانسته و تحت تأثیر جوّ موجود بیعت کرده بودند، شک و تردید و پشیمانى ایجاد شد و بدین سان، این حربه بسیار مؤثر واقع گردید.

و. ایجاد انقلابى درونى در خانه‏‌ها از طریق روشنگرى بانوان‏
شیوه مبارزاتى دیگر فاطمه زهرا سلام الله عليها دادن آگاهى و رشد سیاسى به زنان مهاجر و انصار بود که بدین وسیله، آتش مبارزه در خانواده‌‏هاى مدینه وارد مى‌‏شد. این مبارز سیاسى شکست‌ناپذیر، که تمام تاب و توان خود را در دفاع از حریم ولایت و امامت قرار داده بود، به علت تلاش بیش از حد، ناتوان شد. به همین دلیل، پس از مدتى‏ فاطمه زهرا سلام الله عليها به علت بیمارى و ضعف، در خانه بسترى شد. وقتى خبر بیمارى آن حضرت در مدینه پیچید، زنان مهاجر و انصار، که وامدار تعلیم و تربیت فرهنگى آن حضرت بودند، براى عیادت او به خانه‌‏اش آمدند. وقتى از حال آن حضرت جویا شدند، از حال خود نگفت، بلکه در دفاع از حریم ولایت به سخن پرداخت و از سستى مردانشان سخن راند که حق را فراموش کرده‏‌اند و سکوت اختیار نموده‏‌اند. بازتاب سخنان دخت پیامبر به تدریج، در درون خانه‏‌ها آتشى به پا کرد و انقلابى ‏پرخروش را جهت داد که به حریم خانه‌‏ها راه یافت و نطفه‌‏هاى آگاهى و شعور را بارور کرد.
این شیوه مبارزه نشان مى‌‏دهد اگر در جامعه‌‏اى به جاى مشغول ساختن زنان به خود، براى آن‏ها کار فرهنگى و فکرى صورت گیرد و به آنان آگاهى سیاسى داده شود، آنان بهتر مى‏‌توانند در شناخت حق و حقیقت بدون تعارف‏‌هاى دیپلماتی و بازى‏‌هاى سیاسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. مصداق این حقیقت در انقلاب اسلامى ما نمود پیدا کرد؛ حضور زنان و پیشتازى آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتیبانى از جنگ و فعالیت‏هاى پشت جبهه این نظریه را ثابت مى‏‌کند که حرکت زنان ایران وامدار مبارزات سیاسى اسوه و الگوى زنان جهان حضرت زهرا سلام الله عليها بوده است.

ز. وصیت‌نامه سیاسى‏
تاکتیک کوبنده دیگرى که صدیقه طاهره سلام الله عليها اتخاذ کرد و ضربه سهمگینى بر حکومت وقت وارد آورد، وصیت‌نامه سیاسى آن حضرت است؛ وصیت‌نامه‌‏اى که براى بیدار ساختن افکار خفته و توجه افکار عمومى و عدم بهره‌برداری حاکمان سیاسى وقت از مراسم سوگوارى و دفن آن حضرت نگاشته شد. حضرت زهرا سلام الله عليها در وصیت‌نامه سیاسى خود تأکید مى‏‌کند که حضرت على عليه السلام، ولیّ بر حق، باید به آن عمل کند؛ چنان که تا بدان روز هیچ سیاست‌مدارى چنین آگاهانه و مدبرانه و با آن ظرافت‏هاى سیاسى، عمل نکرده بود، بلکه شیوه‏‌اى بکر و تازه بود که از سوى سیاست‌مدارى حرفه‌‏اى به خاطر دفاع از حریم ولایت و تحقیر موقعیت سیاسى خلیفه وقت اتخاذ شده بود.
حضرت فاطمه سلام الله عليها وصیت کرد که احدى از کسانى که به او ستم کرده‌‏اند در تشییع جنازه‌‏اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن کنند. در حقیقت، با این وصیت‌نامه، حربه سیاسى از دست حاکمان وقت گرفته شد. آنان مى‌‏خواستند در مرگ آن حضرت با مرثیه سرایى و اشک و ماتم و ارادت به آن حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت‏ها و مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها را در دفاع از حریم ولایت تحت الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه گر سازند و حتى مدیریت تجلیل از فاطمه عليه السلام را راهى براى انزواى بیش از پیش على عليه السلام قرار دهند. اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مکان دفن ایشان، این سؤال را در میان امّت اسلامى ایجاد کرد که چرا دخت گرامى پیامبر و یگانه گوهر گران قدر او چنین وصیّتى کرده است؟
با عمل به وصیّت آن حضرت توسط حضرت على عليه السلام، اذهان جامعه دچار شک و تردید شد و تا حد زیادى مشروعیت خلیفه وقت زیر سؤال رفت و مظلومیت آن حضرت بیشتر نمایان گردید و این‏که چرا حضرت زهرا سلام الله عليها در مدت ۷۵ (و به قولى ۹۵) روز با تمام تاب و توان، با شیوه‏‌هاى گوناگون تلاش کرد تا مسیر انحرافى امّت را روشن سازد که چرا امام بر حق على عليه السلام را تنها گذاشته‌‏اند و کج راهه اى را انتخاب کرده‌‏اند که خلاف حق و حقیقت است، در حالى که على عليه السلام بر حق است؟


صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir